کلمه جو
صفحه اصلی

جرشوم

لغت نامه دهخدا

جرشوم. [ ] ( عبری ، ص )در عبری به معنی غریب است. ( از قاموس کتاب مقدس ).

جرشوم. [ ] ( اِخ ) اسم کاهنی که با عزرا بود. عزرا 8: 2. ( از قاموس کتاب مقدس ).

جرشوم. [ ] ( اِخ ) مصحف جرشون بن لاوی است. اول تواریخ ایام 6: 16 و 17 و 15: 7. ( از قاموس کتاب مقدس ).

جرشوم. [ ] ( اِخ ) ارشد اولاد موسی. سفر خروج 2: 22 و 18: 3. ( از قاموس کتاب مقدس ).

جرشوم . [ ] (اِخ ) ارشد اولاد موسی . سفر خروج 2: 22 و 18: 3. (از قاموس کتاب مقدس ).


جرشوم . [ ] (اِخ ) اسم کاهنی که با عزرا بود. عزرا 8: 2. (از قاموس کتاب مقدس ).


جرشوم . [ ] (اِخ ) مصحف جرشون بن لاوی است . اول تواریخ ایام 6: 16 و 17 و 15: 7. (از قاموس کتاب مقدس ).


جرشوم . [ ] (عبری ، ص )در عبری به معنی غریب است . (از قاموس کتاب مقدس ).



کلمات دیگر: