کسی است که خانه های نقش مثلث و مربع و غیر هما باعداد پر کند برای حصول مقاصد .
اعدادی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اعدادی. [ اِ ]( حامص ) حاصل عمل مهیا ساختن. ( از یادداشت مؤلف ).
اعدادی. [ اَ ] ( ص نسبی ) کسی است که خانه های نقش مثلث و مربع و غیرهما به اعداد پر کند برای حصول مقاصد. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) :
یکی است مرتبه خشت مال و اعدادی
که هر دورا شده پر کردن مربع فن.
اعدادی. [ اَ ] ( ص نسبی ) کسی است که خانه های نقش مثلث و مربع و غیرهما به اعداد پر کند برای حصول مقاصد. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) :
یکی است مرتبه خشت مال و اعدادی
که هر دورا شده پر کردن مربع فن.
شفیع اثر ( از آنندراج ).
|| کسی که علم اعداد می داند. ( فرهنگ نظام ).اعدادی . [ اَ ] (ص نسبی ) کسی است که خانه های نقش مثلث و مربع و غیرهما به اعداد پر کند برای حصول مقاصد. (آنندراج ) (بهار عجم ) :
یکی است مرتبه ٔ خشت مال و اعدادی
که هر دورا شده پر کردن مربع فن .
|| کسی که علم اعداد می داند. (فرهنگ نظام ).
یکی است مرتبه ٔ خشت مال و اعدادی
که هر دورا شده پر کردن مربع فن .
شفیع اثر (از آنندراج ).
|| کسی که علم اعداد می داند. (فرهنگ نظام ).
اعدادی . [ اِ ](حامص ) حاصل عمل مهیا ساختن . (از یادداشت مؤلف ).
پیشنهاد کاربران
قرارهای اعدادی همچون احکام ، دارای قدرت اثباتی هستند؛ بدین معنی که مانند سند رسمی در محدوده مؤدای خود قابل اسناد است و دعوی خلاف آن جز از طریق طرح و اثبات ادعای جعل امکان پذیر نیست.
کلمات دیگر: