کلمه جو
صفحه اصلی

خیوق

لغت نامه دهخدا

خیوق. [ وَ ] ( اِخ ) معرب خیوه که شهریست بخوارزم. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خیوه شود.


کلمات دیگر: