کلمه جو
صفحه اصلی

خیکان

لغت نامه دهخدا

خیکان. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران واقع در 27 هزارگزی خاور طالقان سر راه عمومی مالرو طالقان به کلاردشت که 116 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانه پراجان و محصول آن غلات و یونجه و ارزن و اشجار ولبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و عده ای برای تأمین معاش به تهران و مازندران می روند و برمیگردند و شغل زنان این ده کرباس بافی و گلیم و جاجیم بافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۱۴′۱۳″شمالی ۵۰°۵۷′۰۷″شرقی / ۳۶٫۲۳۷۰۵°شمالی ۵۰٫۹۵۱۹۶۹۴۴۴۴۴۴۴°شرقی / 36.23705; 50.9519694444444
خیکان، روستایی از توابع شهرستان طالقان در استان البرز
این ده در بخش بالا طالقان قرار دارد. آب این ده از چشمه و رودخانۀ پراچان تأمین می گردد. شغل اهالی زراعت و گله داری می باشد و عده ای هم در اداره های شهر تهران مشغول به کار هستند. اهالی خیکان به زبان تاتی صحبت می کنند.
غلات، یونجه، ارزن و لبنیات است.

خیک یا حمبام خیلی خوب جهت نگهداری از پنیر و روغن کره نگهداری میشد دباغی میکردند



کلمات دیگر: