۱ - زیبایی . ۲ - بشاشت خنده رویی .
نیکو رویی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیکورویی. ( حامص مرکب ) خوش رویی. زیبایی. خوب صورتی :
سلطانی و طغرای تو نیکورویی
رویت زده پنج نوبه نیکویی.
سلطانی و طغرای تو نیکورویی
رویت زده پنج نوبه نیکویی.
خاقانی.
کلمات دیگر: