خوش نیت . خیر اندیش . خیر خواه . نیکو سگال . مقابل بد سگال .
نیکی سگال
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیکی سگال. [ س ِ ] ( نف مرکب ) خوش نیت. خیراندیش. خیرخواه. نیکوسگال. مقابل بدسگال :
خردیافته مرد نیکی سگال
همی دوستی را بجوید همال.
بنالید مانند کوس از دوال.
خردیافته مرد نیکی سگال
همی دوستی را بجوید همال.
فردوسی.
درآمد بر شاه نیکی سگال بنالید مانند کوس از دوال.
نظامی.
کلمات دیگر: