۱ - انکار . ۲ - جهل
منکری
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منکری. [ م ُ ک ِ ] ( حامص ) اصرار در انکار. ( ناظم الاطباء ). حالت انکار. نپذیرفتن. قبول نداشتن :
گر کهان مه شدند خاقانی
تو در ایشان به منکری منگر.
گر کهان مه شدند خاقانی
تو در ایشان به منکری منگر.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 885 ).
پیشنهاد کاربران
نپذیرفتن، قبول نکردن ، حالت انکار
کلمات دیگر: