نیک نهادی . نجابت .
نیکو گوهری
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیکوگوهری. [ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) نیک نهادی. نجابت. ( یادداشت مؤلف ) :
گر سری یابد به عالم کس به نیکوگوهری
رودکی را بر سر آن مردمان باید سری.
گر سری یابد به عالم کس به نیکوگوهری
رودکی را بر سر آن مردمان باید سری.
( از یادداشت مؤلف ).
کلمات دیگر: