کلمه جو
صفحه اصلی

منسوخه

فارسی به عربی

منقرض

مترادف و متضاد

extinct (صفت)
تمام شده، مرده، از بین رفته، منقرض، خاموش، معدوم، منسوخه، خاموش شده

out-of-date (صفت)
قدیمی، از مد افتاده، منسوخه

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث منسوخ
تانیث منسوخ .

لغت نامه دهخدا

( منسوخة ) منسوخة. [ م َ خ َ ] ( ع ص ) تأنیث منسوخ. رجوع به منسوخ شود.
- آیة منسوخة ؛ آیه ای از قرآن مجید که بواسطه نزول آیه دیگری حکم آن زایل شده باشد. ( ناظم الاطباء ).

منسوخة. [ م َ خ َ ] (ع ص ) تأنیث منسوخ . رجوع به منسوخ شود.
- آیة منسوخة ؛ آیه ای از قرآن مجید که بواسطه ٔ نزول آیه ٔ دیگری حکم آن زایل شده باشد. (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: