کلمه جو
صفحه اصلی

منگوله دار کردن

فارسی به عربی

عقدة

مترادف و متضاد

knot (فعل)
بهم پیوستن، گره زدن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن


کلمات دیگر: