مترادف مفلس شدن : بی چیزشدن، معسر گشتن، بی نوا گشتن، تهی دست شدن، فقیر شدن، ورشکست شدن، ورشکسته شدن
مفلس شدن
مترادف مفلس شدن : بی چیزشدن، معسر گشتن، بی نوا گشتن، تهی دست شدن، فقیر شدن، ورشکست شدن، ورشکسته شدن
مترادف و متضاد
۱. بیچیزشدن، معسر گشتن، بینوا گشتن، تهیدست شدن، فقیر شدن
۲. ورشکست شدن، ورشکسته شدن
کلمات دیگر: