منحصرا
فارسی به انگلیسی
exclusively
فارسی به عربی
فقط
مترادف و متضاد
فقط، منحصرا، محضا، بتنهایی
تنها، منحصرا، دو بدو
منحصرا
منحصرا
فرهنگ فارسی
اختصاصا . بطور انحصار
لغت نامه دهخدا
( منحصراً ) منحصراً. [ م ُ ح َ ص ِ رَن ْ ] ( ع ق ) اختصاصاً. بطور انحصار: هنر زری بافی منحصراً متعلق به ایرانیان است.
پیشنهاد کاربران
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اِکَت ( سنسکریت: اِکَدها )
اِکان ( سنسکریت: اِکانتَ )
کِوال ( سنسکریت: کِوَلَ )
اِکَت ( سنسکریت: اِکَدها )
اِکان ( سنسکریت: اِکانتَ )
کِوال ( سنسکریت: کِوَلَ )
مخصوصا
تنها، تنها و تنها ، به ویژه
فقط؛ مخصوص؛ اختصاص داده شده
کلمات دیگر: