کلمه جو
صفحه اصلی

مفهوم شدن


مترادف مفهوم شدن : درک شدن، فهمیدن، حالی شدن، تفهیم شدن

مترادف و متضاد

purport (فعل)
مفهوم شدن

درکشدن، فهمیدن، حالی شدن، تفهیم شدن


فرهنگ فارسی

( مصدر ) فهمیده شدن بفهم و ادراک در شد آمدن : [ شرایط آن ازین معنی که یاد کرده مفهوم میشود . ] ( اوصاف الاشراف . ۲۱ )

پیشنهاد کاربران

دستگیر کسی شدن
مفهوم و معلوم اوگشتن : از گفته های او هیچ چیز دستگیر من نشد. چیزی از این مطلب دستگیرم نشد.

You herad someone

Don't argue. You heard your instructions from someone. ( The someone can be a person's name, a title, or a pronoun. )

روشن شد؟!

افتاد؟!

تفهیم شد؟!

مفهوم شد؟!

گرفتی ( که ) چی گفتم؟!

شیرفهم شد/شدی ؟!


کلمات دیگر: