کلمه جو
صفحه اصلی

منتج شدن


مترادف منتج شدن : نتیجه دادن، منجر شدن، منتهی شدن

فارسی به انگلیسی

eventuate, result, spell


فارسی به عربی

اتل

مترادف و متضاد

end (فعل)
ب انتها رسیدن، تمام کردن، خاتمه یافتن، به انتها رسیدن، خاتمه دادن، بپایان رساندن، ختم کردن، پایان یافتن، تمام شدن، بپایان رسیدن، منتج شدن

result (فعل)
منتج شدن، نتیجه دادن، منجر شدن

ensue (فعل)
از دنبال امدن، منتج شدن، از پس امدن، بعد آمدن

eventuate (فعل)
در امدن، منتج شدن، نتیجه دادن

نتیجه‌دادن


منجر شدن، منتهی شدن


۱. نتیجهدادن
۲. منجر شدن، منتهی شدن



کلمات دیگر: