نکو سرانجام بودن . خوش عاقبتی . عاقبت بخیری . نکو انجام بودن .
نکو سرانجامی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نکوسرانجامی. [ ن ِ س َ اَ ] ( حامص مرکب ) نکوسرانجام بودن. خوش عاقبتی. عاقبت به خیری. نکوانجام بودن :
صحبتی جوی کز نکونامی
در تو آردنکوسرانجامی.
آخرش ده نکوسرانجامی.
صحبتی جوی کز نکونامی
در تو آردنکوسرانجامی.
نظامی.
اولش داده ای نکونامی آخرش ده نکوسرانجامی.
نظامی.
کلمات دیگر: