جای هلاک
مقلته
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مقلتة ) مقلتة. [ م َ ل َ ت َ ] ( ع اِ ) جای هلاک. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مهلکه. ج ، مَقالِت. ( اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). || هلاک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بیابان زیرا که جای هلاک است. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و در لسان گوید مکان مخوف. ( از اقرب الموارد ). || هلاک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
مقلتة. [ م َ ل َ ت َ ] (ع اِ) جای هلاک . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). مهلکه . ج ، مَقالِت . (اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || هلاک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بیابان زیرا که جای هلاک است . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و در لسان گوید مکان مخوف . (از اقرب الموارد). || هلاک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
پیشنهاد کاربران
از زیر حرف در رفتن
کلمات دیگر: