خوش سخن . نکو گوی . که سخن نیکو گوید .
نکو سخن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نکوسخن. [ ن ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) خوش سخن. نکوگوی. که سخن نیکو گوید :
نیکودل و نکونیت است و نکوسخن
خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان.
نیکودل و نکونیت است و نکوسخن
خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان.
فرخی.
کلمات دیگر: