کلمه جو
صفحه اصلی

بی معطلی

فارسی به انگلیسی

prompt, quick, prompt(ly), quick(ly), pronto, snappy

prompt(ly), quick(ly)


snappy


فرهنگ فارسی

فوری . بدون تاخیر . بیدرنگ .

لغت نامه دهخدا

بی معطلی. [ م ُ ع َطْ طَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + معطل + ی ) فوری. بدون تأخیر. بیدرنگ. رجوع به معطل شود.

پیشنهاد کاربران

بی کشاند


کلمات دیگر: