کلمه جو
صفحه اصلی

بیدواز

لغت نامه دهخدا

بیدواز. [ بیدْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان و 528 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).


بیدواز. [ بیدْ ] (اِخ ) نام کوهی است از ولایت ماوراءالنهر. (برهان ) (رشیدی ) (انجمن آرا). کوهی است در ماوراءالنهر که بعظمت مثل بوده است . (فرهنگ فارسی معین ).و نیز رجوع به لباب الالباب ج 2 ص 171 شود :
همچون کلاهگوشه ٔ نوشیروان مغ
برزد هلال سر ز پس کوه بیدواز.

روحی ولوالجی .


بر جود تو حباب بود بحر قیروان
بر حلم تو پشیزه بود کوه بیدواز.

رضی الدین نیشابوری .



بیدواز. [ بیدْ ] ( اِخ ) نام کوهی است از ولایت ماوراءالنهر. ( برهان ) ( رشیدی ) ( انجمن آرا ). کوهی است در ماوراءالنهر که بعظمت مثل بوده است. ( فرهنگ فارسی معین ).و نیز رجوع به لباب الالباب ج 2 ص 171 شود :
همچون کلاهگوشه نوشیروان مغ
برزد هلال سر ز پس کوه بیدواز.
روحی ولوالجی.
بر جود تو حباب بود بحر قیروان
بر حلم تو پشیزه بود کوه بیدواز.
رضی الدین نیشابوری.

بیدواز. [ بیدْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان و 528 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

دانشنامه عمومی

بیدواز، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است. مردم روستای بیدواز تات هستند و زبان شان تاتی است.
این روستا در دهستان میلانلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۹ نفر (۶۴خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: