( آکین ) آکنه
اکین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آکین ) آکین. ( اِ ) آکنه. حشو :
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.
خاقانی.
و رجوع به آگین شود.پیشنهاد کاربران
اسم:آکین
معنی اسم:فرمانده ، قدرت، زحمت کش ، داوطلب بودن
معنی اسم:فرمانده ، قدرت، زحمت کش ، داوطلب بودن
اکین به معنی زندگی
کلمات دیگر: