کلمه جو
صفحه اصلی

بیدام

فرهنگ فارسی

( اسم ) بادام هندی .
بی داد و بیعدالت ٠ یا ظلم و تعدی ٠

لغت نامه دهخدا

بیدام. ( ص مرکب ) بی داد و بی عدالت. || ( اِ مرکب ) ظلم و تعدی. ( ناظم الاطباء ). هر دو معنی مخصوص فرهنگ ناظم الاطباء است و جای دیگر دیده نشد.

بیدام. ( اِ ) نامی است که در چاه بهار به بادام هندی دهند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بادام هندی شود.

بیدام . (اِ) نامی است که در چاه بهار به بادام هندی دهند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به بادام هندی شود.


بیدام . (ص مرکب ) بی داد و بی عدالت . || (اِ مرکب ) ظلم و تعدی . (ناظم الاطباء). هر دو معنی مخصوص فرهنگ ناظم الاطباء است و جای دیگر دیده نشد.



کلمات دیگر: