شهریست باندلس . اقلیمی است از نواحی بطلمیوس در اندلس .
اشقالیه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( اشقالیة ) اشقالیة. [ اَ ی َ ] ( معرب ، اِ ) ( از لاتینی اسکاندولا و اسکاندلا و اسپانیائی اسکانا ) اشکالیة. نوعی از گندم که حبه آن کوچک و قهوه ای رنگ است. ( از دزی ج 1 ص 25 ).
اشقالیة. [ اَ ی َ / اَلی ی َ ] ( اِخ ) شهری است به اندلس. ( منتهی الارب ). اقلیمی است از نواحی بطلیوس در اندلس. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).
اشقالیة. [ اَ ی َ / اَلی ی َ ] ( اِخ ) شهری است به اندلس. ( منتهی الارب ). اقلیمی است از نواحی بطلیوس در اندلس. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).
اشقالیة. [ اَ ی َ ] (معرب ، اِ) (از لاتینی اسکاندولا و اسکاندلا و اسپانیائی اسکانا ) اشکالیة. نوعی از گندم که حبه ٔ آن کوچک و قهوه ای رنگ است . (از دزی ج 1 ص 25).
اشقالیة. [ اَ ی َ / اَلی ی َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس . (منتهی الارب ). اقلیمی است از نواحی بطلیوس در اندلس . (معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).
کلمات دیگر: