کلمه جو
صفحه اصلی

مطلعه

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مطلع .
نخله دراز تر و بلند تر از دیگران

لغت نامه دهخدا

( مطلعة ) مطلعة. [ م ُ ل ِ ع َ ] ( ع ص ) نخله درازتر و بلندتر از دیگران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خرمابن درازتر و بلندتر از دیگر خرمابنان. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || خرمابنی که شکوفه آورده باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُطلِع شود.

مطلعة. [ م َ ل َ ع َ] ( ع اِ ) جای بلند و جای دیده بان. ( ناظم الاطباء ).

مطلعة. [ م َ ل َ ع َ] (ع اِ) جای بلند و جای دیده بان . (ناظم الاطباء).


مطلعة. [ م ُ ل ِ ع َ ] (ع ص ) نخله ٔ درازتر و بلندتر از دیگران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خرمابن درازتر و بلندتر از دیگر خرمابنان . (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). || خرمابنی که شکوفه آورده باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مُطلِع شود.



کلمات دیگر: