احلیلاء. [ اِ ] ( ع مص ) شیرین شدن. شیرین گردیدن. || اِحلیلاء چیزی ؛ شیرین یافتن آنرا.
احلیلاء. [ اِ ] ( اِخ ) کوهی است که ذکر آن در شعر آمده است. ( معجم البلدان ).
احلیلاء. [ اِ ] ( اِخ ) کوهی است که ذکر آن در شعر آمده است. ( معجم البلدان ).
احلیلاء. [ اِ ] (اِخ ) کوهی است که ذکر آن در شعر آمده است . (معجم البلدان ).
احلیلاء. [ اِ ] (ع مص ) شیرین شدن . شیرین گردیدن . || اِحلیلاء چیزی ؛ شیرین یافتن آنرا.