احناش . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حَنَش ، به معنی آنچه از چرنده و پرنده که او را صید کنند و مار و افعی . آنچه صید کرده میشود از مرغان و هوام و مگسان و ماران . شکارهای مرغ و مارها. شکارها. مارها.
احناش
لغت نامه دهخدا
احناش . [ اِ ] (ع مص ) شتابانیدن . || احناش از؛ بازگردانیدن از.
احناش. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حَنَش ، به معنی آنچه از چرنده و پرنده که او را صید کنند و مار و افعی. آنچه صید کرده میشود از مرغان و هوام و مگسان و ماران. شکارهای مرغ و مارها. شکارها. مارها.
احناش. [ اِ ] ( ع مص ) شتابانیدن. || احناش از؛ بازگردانیدن از.
احناش. [ اِ ] ( ع مص ) شتابانیدن. || احناش از؛ بازگردانیدن از.
کلمات دیگر: