کلمه جو
صفحه اصلی

احلابه

لغت نامه دهخدا

( احلابة ) احلابة. [ اِ ب َ ] ( ع مص ) اِحلاب. از چراگاه شیر دوشیده بخانه فرستادن. || ( اِ ) آن شیر که از چراگاه بخانه فرستاده شود. || شیر که زاید باشد بر مشک. ( منتهی الارب ).

احلابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) اِحلاب . از چراگاه شیر دوشیده بخانه فرستادن . || (اِ) آن شیر که از چراگاه بخانه فرستاده شود. || شیر که زاید باشد بر مشک . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: