احمدیل . [ اَ م َ ی َ] (اِخ ) روادی . رجوع به احمدیل بن ابراهیم ... شود.
احمدیل
لغت نامه دهخدا
احمدیل.[ اَ م َ ی َ ] ( اِخ ) ابن ابراهیم بن وهسودان الروادی الکردی صاحب مراغه و غیرها از آذربایجان. او را در آخر سنه 508 هَ. ق. بدست باطنیان در سرای سلطان ملکشاه بکشتند. رجوع بمجمل التواریخ والقصص ص 411 شود.
احمدیل. [ اَ م َ ی َ] ( اِخ ) روادی. رجوع به احمدیل بن ابراهیم... شود.
احمدیل. [ اَ م َ ی َ] ( اِخ ) روادی. رجوع به احمدیل بن ابراهیم... شود.
احمدیل .[ اَ م َ ی َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن وهسودان الروادی الکردی صاحب مراغه و غیرها از آذربایجان . او را در آخر سنه ٔ 508 هَ . ق . بدست باطنیان در سرای سلطان ملکشاه بکشتند. رجوع بمجمل التواریخ والقصص ص 411 شود.
کلمات دیگر: