کلمه جو
صفحه اصلی

اشخاص کردن

لغت نامه دهخدا

اشخاص کردن. [اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گسیل کردن. روانه کردن. فرستادن : سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کردو در گرد مرکب او نرسیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).


کلمات دیگر: