کلمه جو
صفحه اصلی

اشعثی

لغت نامه دهخدا

اشعثی. [ اَ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به اشاعث و اشاعثة. ( اقرب الموارد ).

اشعثی. [ اَ ع َ ] ( اِخ ) سعیدبن عمروبن سهل بن اسحاق بن محمدبن اشعث کوفی اشعثی. متوفی بسال 203 هَ. ق. از مردم کوفه بود. از ابوزبید و وکیعبن جراح روایت کرد و محمدبن عثمان بن کرامةاز وی روایت دارد. ( از انساب سمعانی برگ 39 الف ).

اشعثی . [ اَ ع َ ] (اِخ ) سعیدبن عمروبن سهل بن اسحاق بن محمدبن اشعث کوفی اشعثی . متوفی بسال 203 هَ . ق . از مردم کوفه بود. از ابوزبید و وکیعبن جراح روایت کرد و محمدبن عثمان بن کرامةاز وی روایت دارد. (از انساب سمعانی برگ 39 الف ).


اشعثی . [ اَ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به اشاعث و اشاعثة. (اقرب الموارد).



کلمات دیگر: