کلمه جو
صفحه اصلی

اشفار

لغت نامه دهخدا

اشفار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ شُفْر و شَفْر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به شفر شود.

اشفار. [ اَ ] ( اِخ ) شهری است در نجد از سرزمین مهرة نزدیک حضرموت در اقصای یمن. ( از معجم البلدان ).

اشفار. [ اَ ] (اِخ ) شهری است در نجد از سرزمین مهرة نزدیک حضرموت در اقصای یمن . (از معجم البلدان ).


اشفار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شُفْر و شَفْر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به شفر شود.



کلمات دیگر: