کلمه جو
صفحه اصلی

اشراره

لغت نامه دهخدا

( اشرارة ) اشرارة. [ اِ رَ ] ( ع اِ ) گوشت پاره خشک. || زنبیل برگ خرما که بر روی آن پینو را خشک کنند و هرچه بر وی گوشت و پینو و مانند آنرا خشک کنند. ( منتهی الارب ). آنچه کشک بر آن نهند تا در آفتاب خشک شود. || گله بزرگ از شتران. ( منتهی الارب ). ج ، اشاریر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

اشرارة. [ اِ رَ ] (ع اِ) گوشت پاره ٔ خشک . || زنبیل برگ خرما که بر روی آن پینو را خشک کنند و هرچه بر وی گوشت و پینو و مانند آنرا خشک کنند. (منتهی الارب ). آنچه کشک بر آن نهند تا در آفتاب خشک شود. || گله ٔ بزرگ از شتران . (منتهی الارب ). ج ، اشاریر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).



کلمات دیگر: