کلمه جو
صفحه اصلی

معمور کردن


مترادف معمور کردن : آباد کردن، آبادان ساختن، عمارت ساختن، معمورگردانیدن، دایر کردن، آبادان ساختن

متضاد معمور کردن : خراب کردن، ویران ساختن، بایر کردن

فارسی به انگلیسی

improve

مترادف و متضاد

آباد کردن، آبادان ساختن، عمارت ساختن، معمورگردانیدن، دایر کردن، آبادان ساختن ≠ خراب کردن، ویران ساختن، بایر کردن


فرهنگ فارسی

( مصدر ) آباد کردن آبادان ساختن .
آباد کردن و اصلاح کردن و مرمت نمودن و آراسته کردن .

لغت نامه دهخدا

معمور کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آباد کردن و اصلاح کردن و مرمت نمودن و آراسته کردن. || مسکون نمودن. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

engender prosperity


کلمات دیگر: