دارای رویی چون آفتاب مجازا زیبا جمیل ماهروی مه رخسار .
مهر روی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مهرروی. [ م ِ ] ( ص مرکب ) دارای رویی چون آفتاب. مجازاً، زیبا. جمیل. ماهروی. مه رخسار :
گشاد و جهان کرد از او پرشکر
مه مهرروی و بت سیمبر.
گشاد و جهان کرد از او پرشکر
مه مهرروی و بت سیمبر.
اسدی ( گرشاسب نامه ).
کلمات دیگر: