کلمه جو
صفحه اصلی

الیاء

لغت نامه دهخدا

الیاء. [ اِل ْ ] (ع مص )درنگ کردن و پس ماندن . یقال : الیأت الناقة؛ ای ابطأت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المنجد).


الیاء. [ اِل ْ ] ( ع مص )درنگ کردن و پس ماندن. یقال : الیأت الناقة؛ ای ابطأت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

الیاء. [ اَل ْ ] ( ع ص ) مؤنث اَلیان ، بمعنی بزرگ سرین و دنبه آور و بزرگ دنبه. ج ، اَلایا. ( از اقرب الموارد ).

الیاء. [ اِ ] ( اِخ ) رجوع به الیا و ایلیا و بیت المقدس شود.

الیاء. [ اَل ْ ] (ع ص ) مؤنث اَلیان ، بمعنی بزرگ سرین و دنبه آور و بزرگ دنبه . ج ، اَلایا. (از اقرب الموارد).


الیاء. [ اِ ] (اِخ ) رجوع به الیا و ایلیا و بیت المقدس شود.



کلمات دیگر: