کلمه جو
صفحه اصلی

جعور

لغت نامه دهخدا

جعور. [ ج َ ] ( اِخ ) دو آبگیر است یکی مر بنی نهشل را و دیگر مر بنی عبداﷲبن ردام را که آب باران هر گاه در آن گرد آمدی نگاه داشتندی و در وقت حاجت از آن آب خوردندی. ( منتهی الارب ).

جعور. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جَعر. رجوع به جعر شود.

جعور. [ ج َ ] (اِخ ) دو آبگیر است یکی مر بنی نهشل را و دیگر مر بنی عبداﷲبن ردام را که آب باران هر گاه در آن گرد آمدی نگاه داشتندی و در وقت حاجت از آن آب خوردندی . (منتهی الارب ).


جعور. [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جَعر. رجوع به جعر شود.



کلمات دیگر: