از فقها بوده است
بالکی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بالکی. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بالک که ظاهراً از قرای هرات یا نواحی آن بوده است. ( از لباب الانساب ج 1 ص 91 ).
بالکی. [ ل َ ] ( اِخ ) ابومعمر احمدبن عبدالواحد بالکی هروی فقیه بود. ( از لباب الانساب ج 1 ص 91 ) ( از معجم البلدان ).
بالکی. [ ل َ ] ( اِخ ) ابومعمر احمدبن عبدالواحد بالکی هروی فقیه بود. ( از لباب الانساب ج 1 ص 91 ) ( از معجم البلدان ).
بالکی . [ ل َ ] (اِخ ) ابومعمر احمدبن عبدالواحد بالکی هروی فقیه بود. (از لباب الانساب ج 1 ص 91) (از معجم البلدان ).
بالکی . [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به بالک که ظاهراً از قرای هرات یا نواحی آن بوده است . (از لباب الانساب ج 1 ص 91).
کلمات دیگر: