کلمه جو
صفحه اصلی

اجباب

فرهنگ فارسی

کفک آوردن شیر

لغت نامه دهخدا

اجباب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُب ّ.


اجباب . [ اِ ] (ع مص ) اجباب لبن ؛ کفک آوردن شیر.


اجباب. [ اِ ] ( ع مص ) اجباب لبن ؛ کفک آوردن شیر.

اجباب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جُب .

اجباب. [ اَ ] ( اِخ ) گویند وادئی است و گویند آبهائی است در حمی ضرّیه و معروف است. و مهب باد شمال است... اصمعی گوید اجباب از میاه بنی ضبینة است. ( معجم البلدان ).

اجباب . [ اَ ] (اِخ ) گویند وادئی است و گویند آبهائی است در حمی ضرّیه و معروف است . و مهب ّ باد شمال است ... اصمعی گوید اجباب از میاه بنی ضبینة است . (معجم البلدان ).



کلمات دیگر: