کلمه جو
صفحه اصلی

اثوث

لغت نامه دهخدا

اثوث. [ اُ ] ( ع مص ) انبوه شدن و پیچیدن با هم ، چنانکه گیاه. || کلان سرین شدن زن.


کلمات دیگر: