موضعی است در بلاد بنی عبدالقیس
اجارد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اجارد. [ اَ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ اَجرَد. زمین های بی نبات. ( منتهی الارب ).
اجارد. [ اُ رِ ] ( اِخ ) موضعی است در بلاد بنی عبدالقیس و گفته اند وادی ای است که از سراة بقریه مطار بنی مضر جاری است. ( مراصد ). || یکی از وادیهای کلب و آن وادیهای بسیار است که قسمت شرقی را ادوات و قسمت غربی را بیاض گویند. ( مراصد ).
اجارد. [ اُ رِ ] ( اِخ ) موضعی است در بلاد بنی عبدالقیس و گفته اند وادی ای است که از سراة بقریه مطار بنی مضر جاری است. ( مراصد ). || یکی از وادیهای کلب و آن وادیهای بسیار است که قسمت شرقی را ادوات و قسمت غربی را بیاض گویند. ( مراصد ).
اجارد. [ اَ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَجرَد. زمین های بی نبات . (منتهی الارب ).
اجارد. [ اُ رِ ] (اِخ ) موضعی است در بلاد بنی عبدالقیس و گفته اند وادی ای است که از سراة بقریه ٔ مطار بنی مضر جاری است . (مراصد). || یکی از وادیهای کلب و آن وادیهای بسیار است که قسمت شرقی را ادوات و قسمت غربی را بیاض گویند. (مراصد).
کلمات دیگر: