اجاءة.[ اَ ءَ ] (اِخ ) اجاءة بدربن عقال ، موضعی است که درآن سراها از متن جبل برآورده اند. (معجم البلدان ).
اجاءه
لغت نامه دهخدا
( اجاءة ) اجاءة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) آوردن. بیاوردن. || مضطر گردانیدن. مُلْجَاء گردانیدن. ( تاج المصادر ).
- امثال :
شرّ ما یجیئک الی مخّة عرقوب ؛ المعنی : ما الجأک الیها الاّ شرّ، ای فقر و فاقة و ذلک لان العرقوب لامخ له و انما یحوج الیه من لایقدر علی شی ٔ. یضرب للمضطر جدّا. ( منتهی الارب ).
|| اجاء النعل ؛ پیوند کرد کفش را یا به دوال دوخت آن را. ( منتهی الارب ).
اجاءة.[ اَ ءَ ] ( اِخ ) اجاءة بدربن عقال ، موضعی است که درآن سراها از متن جبل برآورده اند. ( معجم البلدان ).
- امثال :
شرّ ما یجیئک الی مخّة عرقوب ؛ المعنی : ما الجأک الیها الاّ شرّ، ای فقر و فاقة و ذلک لان العرقوب لامخ له و انما یحوج الیه من لایقدر علی شی ٔ. یضرب للمضطر جدّا. ( منتهی الارب ).
|| اجاء النعل ؛ پیوند کرد کفش را یا به دوال دوخت آن را. ( منتهی الارب ).
اجاءة.[ اَ ءَ ] ( اِخ ) اجاءة بدربن عقال ، موضعی است که درآن سراها از متن جبل برآورده اند. ( معجم البلدان ).
اجاءة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) آوردن . بیاوردن . || مضطر گردانیدن . مُلْجَاء گردانیدن . (تاج المصادر).
- امثال :
شرّ ما یجیئک الی مخّة عرقوب ؛ المعنی : ما الجأک الیها الاّ شرّ، ای فقر و فاقة و ذلک لان ّ العرقوب لامخ ّ له و انما یحوج الیه من لایقدر علی شی ٔ. یضرب للمضطر جدّا. (منتهی الارب ).
|| اجاء النعل ؛ پیوند کرد کفش را یا به دوال دوخت آن را. (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: