کلمه جو
صفحه اصلی

اثفار

لغت نامه دهخدا

اثفار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ ثَفَر.


اثفار. [ اِ ] (ع مص ) پاردم بر ستور کردن . (زوزنی ). پاردم ساختن برای . پاردم بستن به . پاردُم بر چاروا کردن . || اثفار عنز؛ نزدیک بزادن رسیدن او. || اثفرته بیعة سوء؛ یعنی خرید و فروخت بدرا بدنبال او بستم . (منتهی الارب )؛ مال بد را بریش صاحبش بستم . || از پس راندن . (منتهی الارب ).


اثفار. [ اِ ] ( ع مص ) پاردم بر ستور کردن. ( زوزنی ). پاردم ساختن برای. پاردم بستن به. پاردُم بر چاروا کردن. || اثفار عنز؛ نزدیک بزادن رسیدن او. || اثفرته بیعة سوء؛ یعنی خرید و فروخت بدرا بدنبال او بستم. ( منتهی الارب )؛ مال بد را بریش صاحبش بستم. || از پس راندن. ( منتهی الارب ).

اثفار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ ثَفَر.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اثفار به بستن پارچه پنجم بین ران ها و کشاله ها هنگام کفن کردن مرده اطلاق می شود.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۲۵۱.
...


کلمات دیگر: