کلمه جو
صفحه اصلی

اجباء

لغت نامه دهخدا

اجباء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جَبا. (منتهی الارب ).


اجباء. [ اِ ] (ع مص ) بفروختن کشت پیش از آنکه بجای رسد. (تاج المصادر). فروختن کشت نارسیده . (منتهی الارب ): اَجباء الزرع ؛ فروخت آن را پیش از ظهور صلاح آن . (منتهی الارب ). من اجبی فقد اَربی (حدیث ) . (منتهی الارب ). || پنهان کردن . (تاج المصادر): اَجباء الشی ٔ؛ پنهان کرد آن را. (منتهی الارب ). || پنهان کردن شتر از مصدّق . (منتهی الارب ). || مشرف شدن بر چیزی : اَجباء علی القوم ؛ مشرف شد بر قوم . (منتهی الارب ). || اَجباء المکان ؛سماروغ ناک گردید. (منتهی الارب )؛ دارای تَومَلان شد.


اجباء. [ اِ ] ( ع مص ) بفروختن کشت پیش از آنکه بجای رسد. ( تاج المصادر ). فروختن کشت نارسیده. ( منتهی الارب ): اَجباء الزرع ؛ فروخت آن را پیش از ظهور صلاح آن. ( منتهی الارب ). من اجبی فقد اَربی ( حدیث ). ( منتهی الارب ). || پنهان کردن. ( تاج المصادر ): اَجباء الشی ٔ؛ پنهان کرد آن را. ( منتهی الارب ). || پنهان کردن شتر از مصدّق. ( منتهی الارب ). || مشرف شدن بر چیزی : اَجباء علی القوم ؛ مشرف شد بر قوم. ( منتهی الارب ). || اَجباء المکان ؛سماروغ ناک گردید. ( منتهی الارب )؛ دارای تَومَلان شد.

اجباء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جَبا. ( منتهی الارب ).

دانشنامه اسلامی



کلمات دیگر: