از کسی پیروی کردن
اثف
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آثف ) آثف. [ ث ِ ] ( ع ص ) پس رو. ( مهذب الاسماء ). تابع.
اثف. [ اَ ] ( ع مص ) اِثْفاء. دیگ را بر دیگپایه نهادن. دیگپایه کردن دیگ را. ( تاج المصادر ). بار کردن دیگ. بار گذاشتن دیگ. || پیروی کسی کردن. || راندن و دفع کردن کسی را. || طلب کردن. || از پی فراهم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اثف. [ اَ ث ِ ] ( ع ص ) پیرو. || ثابت.
اثف. [ اَ ] ( ع مص ) اِثْفاء. دیگ را بر دیگپایه نهادن. دیگپایه کردن دیگ را. ( تاج المصادر ). بار کردن دیگ. بار گذاشتن دیگ. || پیروی کسی کردن. || راندن و دفع کردن کسی را. || طلب کردن. || از پی فراهم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اثف. [ اَ ث ِ ] ( ع ص ) پیرو. || ثابت.
اثف . [ اَ ] (ع مص ) اِثْفاء. دیگ را بر دیگپایه نهادن . دیگپایه کردن دیگ را. (تاج المصادر). بار کردن دیگ . بار گذاشتن دیگ . || پیروی کسی کردن . || راندن و دفع کردن کسی را. || طلب کردن . || از پی فراهم شدن . (تاج المصادر بیهقی ).
اثف . [ اَ ث ِ ] (ع ص ) پیرو. || ثابت .
کلمات دیگر: