کلمه جو
صفحه اصلی

اثبیجاج

لغت نامه دهخدا

اثبیجاج. [ اِ ] ( ع مص ) اثبئجاج. پر شدن. || سطبر گردیدن. || فروهشته شدن.


کلمات دیگر: