کلمه جو
صفحه اصلی

اثیفیه

لغت نامه دهخدا

اثیفیه. [ اُ ث َ فی َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر اثفیه بمعنی پایه دیگدان.

اثیفیه. [ اُ ث َ فی َ ] ( اِخ ) قریه ای است ازآن بنی کلیب بن یربوع دروشم از اراضی یمامه ، اولاد جریر شاعر خطفی را. و محمدبن ادریس گفته است که این محل به اثافی قدر شبیه است. ( معجم البلدان ). || بقول نصرحصنی است از منازل تمیم. ( معجم البلدان ) ( مراصد ).

اثیفیه . [ اُ ث َ فی َ ] (اِخ ) قریه ای است ازآن بنی کلیب بن یربوع دروشم از اراضی یمامه ، اولاد جریر شاعر خطفی را. و محمدبن ادریس گفته است که این محل به اثافی قدر شبیه است . (معجم البلدان ). || بقول نصرحصنی است از منازل تمیم . (معجم البلدان ) (مراصد).


اثیفیه . [ اُ ث َ فی َ ] (ع اِ مصغر) تصغیر اثفیه بمعنی پایه ٔ دیگدان .



کلمات دیگر: