نهنهة. [ ن َ ن َ هََ ] (ع مص ) بازداشتن کسی را از کاری و سرزنش نمودن . (از منتهی الارب ). واداشتن . (زوزنی ). منع کردن و بازداشتن از کاری . (از متن اللغة). || بانگ برزدن بر سبع تا بازایستد. (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
نهنهه
لغت نامه دهخدا
( نهنهة ) نهنهة. [ ن َ ن َ هََ ] ( ع مص ) بازداشتن کسی را از کاری و سرزنش نمودن . ( از منتهی الارب ). واداشتن. ( زوزنی ). منع کردن و بازداشتن از کاری. ( از متن اللغة ). || بانگ برزدن بر سبع تا بازایستد. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات دیگر: