همان سیاوحش گرد و سیاوش گرد است
سیاووش گرد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سیاووش گرد. [ گ ِ ] ( اِخ ) همان سیاوخش گرد و سیاوش گرد است :
همی رفت سوی سیاووش گرد
بروز سپندارمذ ماه ارد.
همه شهر از آن شارسان شادکام.
همی رفت سوی سیاووش گرد
بروز سپندارمذ ماه ارد.
فردوسی.
سیاووش گردش نهادند نام همه شهر از آن شارسان شادکام.
فردوسی.
کلمات دیگر: