صفحه اصلی
خوب محضر
بستن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خوب محضر. [ م َض َ ] ( ص مرکب ) خوش محضر. خوش مجلس. خوش گفت و شنود.
کلمات دیگر: