کلمه جو
صفحه اصلی

دهداه

لغت نامه دهخدا

( دهداة ) دهداة. [ دَ ] ( ع مص ) غلطانیدن سنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || غلطیدن سنگ. ( منتهی الارب ). || گردانیدن بعض چیزی بر بعض آن. ( ناظم الاطباء ).
دهداه.[ دَ ] ( ع ص ، اِ ) شتران ریز. ج ، دهاده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شتر ریزه. ( ناظم الاطباء ). اشتران خرد. ( مهذب الاسماء ). || کس ؛ گویند ما ادری ای الدهداه هو؛ یعنی چه کسی است او. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کوتاه قد. ( ناظم الاطباء ).

دهداه .[ دَ ] (ع ص ، اِ) شتران ریز. ج ، دهاده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتر ریزه . (ناظم الاطباء). اشتران خرد. (مهذب الاسماء). || کس ؛ گویند ما ادری ای الدهداه هو؛ یعنی چه کسی است او. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کوتاه قد. (ناظم الاطباء).


دهداة. [ دَ ] (ع مص ) غلطانیدن سنگ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || غلطیدن سنگ . (منتهی الارب ). || گردانیدن بعض چیزی بر بعض آن . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: