کلمه جو
صفحه اصلی

دهدمه

لغت نامه دهخدا

( دهدمة ) دهدمة. [ دَ دَ م َ ] ( ع مص ) شکستن چیزی را. || ویران ساختن و برانداختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || برگردانیدن بعض چیزی را بر بعضی. ( منتهی الارب ). برگردانیدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

دهدمة. [ دَ دَ م َ ] (ع مص ) شکستن چیزی را. || ویران ساختن و برانداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برگردانیدن بعض چیزی را بر بعضی . (منتهی الارب ). برگردانیدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: